دلگیرم از دست خودم ....

دلگیرم از دست دنیای خودم.

دلگیرم از دور و وری هام تو دنیای خودم.

دگیرم از خدای خودم.

دلگیرم از افرینش بی دلیل خودم.

دگیرم از اینکه هیچ کس حرفم رو درک نمیکنه.

دلگیرم از این دوستی ها.

دلگیرم از این دلگرمی ها.

دلگیرم از این زندگی بی وجود.

دلگیرم از این حرفایی که دلم میگه نه خودم چون خودم حرفی بره گفتن ندارم که.

دلگیرم از تولدی دیگر.

دلگیرم از این که هیچ حرفی بره گفتن ندارم.

دلگیرم از عشقی که توی زمین نمیشه دنبالش گشت.

دلگیرم از نوروزی بدتر از دیروز.

دلگیرم از این دریای ابی.

دلگیرم از ندیدنت که برام سنگیم تموم شه.

دلگیرم از این که دلی بره ادم نمونده باشه.

دلگیرم از حرف های بی دلیلی که بهم میبافم.

دلگیرم از اینکه همه حرف خوب میزنن اما کی خوبه این وسط.

دلگیرم از کسایی که سنگ ادم رو به سینه نمیزنن سنگ مردگان رو بره ادم به سینه میزنن.

دلگیرم از کلامی که هیچ وقت به پایان نرسید.

دلگیرم از کتابی که شروع شد ولی هیچ وقت نگفتن چه قشنگ تموم شد.

دلگیرم از این بی سرو سامانی ها.

دلگیرم ازاین عشق رو به ذوال.

دلگیرم از استعدادی که تلف شد.

دلگیرم از ادبی که به بی ادبی کشیده شد.

دلگیرم از احترامی که زیر پا له شد.

دلگیرم از اینکه هیچ وقت کسی تشویق نشد.

دلگیرم از زخم زبون های بی مورد.

دلگیرم از این دلگیری های بی مورد.

دلگیرم از ...      هي خدا